جاب گای را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

سوشیانت

سال تاسیس سال نامشخص 1-10 نفر 1 تجربه
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی تهران susiyanet.com
میانگین حقوق ماهانه
0 میلیون
0

تجربه مصاحبه در شرکت سوشیانت: جلسه مصاحبه تلفیقی از بازجویی و جلسه ی خاستگاری بود!

۷ ماه پیش
طراح گرافیک
پذیرفته شدم اما خودم رد کردم
نحوه درخواست شغل:
سايت‌های کاريابی
نویسنده این تجربه، 7 تجربه با میانگین امتیاز 2.26 در جابگای ثبت کرده است.

شرکت سوشیانت رو از اوایل سال 99 توی آگهی های استخدامی میدیدم که همیشه آگهیش رو برای طراح گرافیک تمدید میکرد. در نهایت چند روز پیش بخاطر نزدیک بودن مسیرش به کرج (شرکتشون چیتگره) براشون روزمه فرستادم و همون روز باهام تماس گرفتند و فرداش برای مصاحبه رفتم.

 شرکتشون یه واحد 60 - 70 متری هست که سه نفر پشت سیستم در سکوت داشتند کار میکردند و نیم متر اون طرف تر نور و پرده ی عکاسی بود و در قسمت دیگه یه میز کوچک که گویا میز مدیر عامل و مدیر پروژه شون بود.

با ورود من خانمی که اونجا گویا مدیر پروژه بود فرم بهم داد و مثل همیشه اطلاعاتی که توی رزومه براشون ارسال شده بود رو باید دوباره پر میکردم. بعلاوه کلی اطلاعات شخصی از شماره ملی خودم گرفته تا اطلاعات کامل خانواده م و دو نفر آشنایی که با من نسبتی ندارن!! من مثل همیشه فیلد مربوط به اطلاعات خانواده م و معرفی آشنایان رو خالی گذاشتم. 

بعد از چند دقیقه یه آقای جوانی حدود بیست و پنج ساله اومد و فرم من رو برداشت و بهش نگاه میکرد. اصلا بلد نبود باید چی بپرسه فقط نگاه میکرد و سر تکون میداد که مثلا دارم میخونم. به سوابق شغلیم که رسید گفت فلان شرکت؟(اسم شرکتی که قبلا کار میکردم رو پرسید) گفتم: بله! پرسید :خب؟! منم شروع کردم به توضیح دادن که اونجا چه مدت بودم و چرا اومدم بیرون. پرسید: میدونید این شرکتی که میگید زیر مجموعه چه هلدینگه  دیگه؟! گفتم: بله فلان هلدینگ؛ چطور مگه؟!
بدون اینکه بهم جواب بده گفت: خب؟! گفتم: چی خب؟!! گفت: ادامه بدید فلان شرکت چطور بود و چکار کردید؟ منم توضیح دادم و همین منوال برای بقیه سوابق شغلیم تکرار شد!
(انگار براش خیلی عجیب بود که من توی سازمان های بزرگ کار کردم.) بعد گفت از فلان جا چرا اومدی بیرون منم گفتم به دلایل شخصی. گفت خب چین اون دلایل؟ گفتم یه سفر سه ماهه خارج از کشور میخواستم برم و یه مدت هم میخواستم دور باشم از کار.

گفت: و نتونستی بمونی؟ گفتم: ببخشید کجا نشد بمونم ؟! گفت: همون کشوری که رفتی. گفتم: من قصد موندن نداشتم ویزام سه ماهه بود و بعدش برگشتم!

بماند که با همین شیوه حرف زدنش ازم پرسید برای چی رفتی . اونجا چی کار میکردی سه ماهه! و کاملا تعجب کرده بود ( به نظر انگار تا حالا با هیچ شرکت بزرگی کار نکرده یا هنوز براش عجیبه که کسی بره خارج از ایران سفر. یه حالت آنرمالی داشت تعجب هاش)
و بعد هم که به قسمت اطلاعات افراد خانواده رسید و گفت: اینها...؟ چرا؟ گفتم: چی چرا؟؟؟(داشتم دیوونه میشدم ازین مدل حرف زدنش و اون نگاه خریدارانش)

و بعد با همین سوال های یک کلمه ای بازجویانه تمام زیر و بم خانواده م رو خورد خورد ازم پرسید.

در نهایت دو سه خط راجع با کارشون توضیح داد که معلوم بود هیچ چیزی بارش نیست و بعید میدونم یکدونه مشتری هم داشته باشه.

من حقوقم رو پنج تومن نوشتم که پرسید: چرا این رقمو نوشتی. گفتم: این مبلغ پیشنهادیه منه. با خودکارش روی برگه نوشت چهار میلیون ( و مشخص بود برای این روی برگه نوشت و بلند نگفت چون نمیخواست نیروهاش بشنون) و بهم گفت اگه با این مبلغ موافقی سه ماه آزمایشی بدون بیمه از فردا میتونی بیای شروع به کار کنی.

من هم بلافاصله که از اونجا اومدم بیرون بهشون پیام دادم که نمیام .

نکات منفی
مدیریت ضعیف شرکت کوچک
حقوق پيشنهادی شما 5000000
حقوق پیشنهادی آن‌ها 4000000
تاریخ مصاحبه Shahrivar 1399
زمان دعوت به مصاحبه کمتر از یک هفته
کل فرايند درخواست تا نتيجه نهايی کمتر از یک هفته